آدمهای زیادی در زندگی ام پیش بینی کرده بودند که من سرانجام با این زیانم سرم را بر باد خواهم داد. . حس میکنم این پیش بینی در شرف وقوعه!

اگر در تستیمو نیال های اورکات به جای این همه تعریف , کمی از همدیگر انتقاد می کردیم, تا الان حتما همه مان آدم شده بودیم.

چيزي كه حال من رو ازش به هم مي زنه اون چشمهاي تنگ و بادومي و قد ِكوتاه و فك ِدراز و اخلاقِ مثل سگِ عجيب غريش نيست, . چيزي…

موقعي من به مضرات چاي پي بردم و به مخالفان چاي پيوستم كه چاي ايراني ام در غربت تمام شد و هيچ زماني براي خريدش نداشتم.

که می با دیگری خورده‌ست و با ما سر گران دارد بی‌پدر!